برچسبرمان ایرانی

دانلود رمان طلوع سیاه pdf از پ.غفاری با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان طلوع سیاه pdf از پ.غفاری با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان پ.غفاری مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی/پلیسی

خلاصه رمان طلوع سیاه

داستان خاطره فقـیه، دختری که با تمام شوخ طبعی اش زندگی پر فراز و نشیبی را تجربه مـی کند.

خاطره در وادی عشق مـی افتد و روزگـارش، مخملی از آفتاب مـی شود.

طلوع مـی کند از دل سیاهی ها..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان یاغی جهنم

قسمت اول رمان طلوع سیاه

خـودم را روی طاقچه پهن و بلند پنجره باال مـی کشم. پایم را دراز مـیکنم و دامن بلندم را

زیرش جمع مـیکنم . باال تنه ام را به سمت آنسوی پنجره مـی کشم و با دقت نگـاه مـیکنم . بی

آنکه بخـواهم پنجره را باز کنم و سوز سرما را مهمان آشپزخانه طلعت خانم کنم، شیپور

گوشم را تا نزدیک لبهای باریک ِمهندس گسترش مـیـدهم..سخت است چیزی بشنوم؛ تقریبا

محالست صدای آنها را از ورودی پارکینگ خانه بشنوم. اما مـیتـوانم لبخندهای از روی ادبش

را ببینم..مـی بینم که سری تکـان مـیـدهد و مـیخـواهد مژگـانش را راهی کند..مـی بینم که مژگـان

دستش را مـی فشارد و برق چشمانش حتی از زیر عینک درشت سیاهش معلوم مـیشود.مـی

بینم که لبهای رژ خـورده اش تا انتـهای انعطافش کش مـی آیـد….حتی مـی تـوانم دندانهای

رژی شـده اش را تصور کنم…دستی روی لبهایم مـی کشم.خشک شـده است و چروک..

مژگـان هم با عشوه انگشتی روی لبهایش مـی کشـد و انگـار بخـواهد بوسه ای برای مهندس

ارسال کند حرکتی نرم مـیکند و سوار ماشینش مـیشود . بوق کوتاهی مـی زند و از درگـاه حیاط

بیرون مـی زند.

مهندس مدتی با نگـاه ثابتش و دستی که مـیان جیبهای شلوار مارکدارش کرده است ، خانم

پرستار جوان را بدرقه مـیکند و بعد ناگـهان به سمت پنجره مـی چرخد طوریکه قلبم زودتر از

مغزم واکنش نشان مـیـدهد و فرو مـی افتد و ثانیه ای بعد….

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان در پیچ و تاب زلف او pdf از زهرا سلیمانی با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان در پیچ و تاب زلف او pdf از زهرا سلیمانی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان زهرا سلیمانی مـیباشـد

موضوع رمان عاشقانه/تراژدی

خلاصه رمان در پیچ و تاب زلف او

مـی خـوﺍﺳﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﭼﺘﺮﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻭ ﺑﺎﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﺪﺍﻧﻢ

مـی خـوﺍﺳﺘﻢ؛ ﺍﻣﺎ نمـی شـد ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻓﺮﯼ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﻦ نمـی خـوﺍﺳﺘﻨﺪ ﭼﺘﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪ

اصلا این موج های ناهموار و حلقه های کج و معوج هیچ جوره تـوی کتم نمـی رفت

رمان پیشنهادی:دانلود رمان دختر گل فروش فاطیما 

قسمت اول رمان در پیچ و تاب زلف او

تا مـی تـوانست، در زیر باران به قدم هایش سرعت مـی بخشیـد

باران با هر چه که در تـوان داشت، به سر و صورتش

شالق مـی زد قطرات باران به روی مژه های فر خـورده اش اسیر

شـده و دیـدش را تار کرده بود زنجیر کیفش را که

از آرنجش آویزان شـده بود، با کـالفگی به روی شانه اش انداخت و

با سرعت بیشتری برای رهایی از باران، به

دستگیره در چنگ زد و پا به درون کـافه گذاشت موسیقـی مالیم

تـوسط گرامافون در فضا پخش مـی شـد و تک و

تـوک افرادی در سالن کـافه به چشم مـی خـورد با نگـاهی گذرا

به چهره آنها، تکیه به در چشمانش را به روی هم

گذاشت و نفسش را از سر آسودگی بیرون فرستاد

در روز اول کـاری اش، کمـی تاخیر کرده بود

کمـی که ضربان قلبش آرام گرفت، پلکـانش را آهستـه از هم

گشود تکیه اش را از در گرفت و با اضطرابی که به

جانش افتاده بود، به طرف مـیز پیشخـوان گـام برداشت دختری

به سن و سال خـودش، پشت مـیز ایستاده بود و سر به

زیر چیزی را یاد داشت مـی کرد دختر موهایی قهوه ای و

لَخـت داشت که تره تره ای از آن را پشت

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان ایاز pdf از مهدیه_mhk با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان ایاز pdf از مهدیه_mhk با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان  مهدیه_mhk مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان ایاز

رمان ایاز روایتگر زندگی دختر نوجوانی است که در زندگی با سختی ها و ناملایمات زیادی رو به رو مـیشود

زندگی اجباری و مشکلات از دختر قصه ما دختری صبور مـی سازد

دختر قصه ما با سختی بزرگ مـیشود و یک تنه روی پای خـودش مـی ایستد

سالها مـیگذرد و در اینده کسی را مـیبیند که مسبب تمام مشکلاتش است ..

بایـد ببینیم ایا عشق مـی تـواند دستمزد صبر بر مشکلات باشـد یا خیر؟

در این داستان ما به صحت این حرف مـیرسیم که پایان شب سیه سپیـد است ؟

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان تـوبه گرگ مرگ است مهدیه_mhk

قسمت اول رمان ایاز

شبنم صبر کن دختر کجا داري مـیري ؟وایستا-

بدون تـوجه به فاطمه که اسمم را صدا مـیزد با عجله پله ها را یکی بعد از دیگري پایین آمدم

حتی از عجله اي که داشتم منتظر آسانسور نماندم .. لحظه اي دلم نمـی خـواست آن محیط و

. آدم هایش رو تحمل کنم

به لابی رسیـدم قلبم از راه رفتن زیاد به شماره افتاده بود اما دلم نمـی خـواست حتی پشت

سرم را نگـاهی بیندازم

از کنار پذیرش گذشتم دیگـه مثل لحظه ورودم لبخند دختر پشت مـیز آرامش بخش نبود

.تنها حسی که آن لحظه داشتم فرار بود انگـار کسی به جلو هولم مـیـداد با اینکه جسمم

خستـه بود اما پاهایم قدرت باور نکردنی داشتند .با دیـدن درب خروجی پا تند کردم .نفس

نفس مـیزدم ..دست مشت شـده ام روي قلبم بود وبا دست دیگرم کیف دستی ام را چنگ زده

بودم تا از روي شانه ام نیوفتد

وقتی خـوب از آنجا دور شـدم سرعتم را کم کردم و از گوشـه پیاده رو آرامتر قدم برداشتم

اشکهایم راه خـودشان روباز کرده بودند بعد از مدتـها

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان زمین من زمین عشق pdf از الناز آقاجانی و ملیکا با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان زمـین من زمـین عشق pdf از الناز آقاجانی و ملیکـا با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان الناز آقاجانی و ملیکـا مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

یک دختر به اسم پرستـو …. یک پسر به اسم سام….دختر قصه ی ما تـو کـار هنری(گیتار)هستش …. پسر قصه ی ما هم بسکتبالیست هستش که برای تمرینات بیرون از باشگـاه دنبال زمـین مـیگرده که پیـدا نمـیکنه ولی یک روز چشمش به زمـین پرستـو مـیخـوره و …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان هجده سالگی pdf از Mahsa s با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان هجده سالگی pdf از Mahsa s با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان Mahsa s مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی/تراژدی

خلاصه رمان هجده سالگی

در اوج حس کردن زیباترین احساس دنیا، شـده ناگـهان سیلی دردناکی بر جانت بنشیند؟

ترک شـدن و روی دست دنیا ماندن، از آن سیلی‌هاست آن هم بی هیچ دلیل و منطقـی

یک شب، در آغـ*ـوش آرامش آرام مـی‌گیری و صبح فردا در دستان آشوب

سرنوشت چشم مـی‌گشایی در دوران گم مـی‌شوی؛ اما زمان تـو را با

هجده سالگی‌ات آشنا مـی‌کند این قصه، داستان هجده ساله‌ایست

که به‌دنبال گمشـده‌اش مـی‌گردد گم شـدن دیگری اما، بهانه‌ای

مـی‌شود برای پیـدا کردن خـودش! آدم‌ها! مـگر چقدر زنده‌ایم؟

بگذاریـد گم شـده‌ام را پیـدا کنم تا دیر نشـده

«و شایـد به قول لیلی داستانم، این قصه را هم بایـد باکمـی عسل خـواند!..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان آهوی وحشی

قسمت اول رمان هجده سالگی

لیلی را از روی تاب پایین مـیآورم و اوهم بدون معطلی، به

سمت ماشین محبوبه مـیـدود. من هم با قدمهای آهستـهتر،

به سمت ماشین نقرهایرنگ محبوبه مـیروم.

از ماشین پیاده مـیشود و با ذوق تکتک بچه ها را در آغـ*ـوش مـیگیرد و به آنها سالم مـیـدهد.

بچهها گویی مدتـهاست که او را ندیـدهاند، حسابی دورش مـیچرخند و از سروکولش باال مـیروند.

بچه ها که رفع دلتنگی مـیکنند، محبوبه با همان مهربانی همـیشگیاش آنها را راهی بازی مـیکند.

سرش که کمـی خلوت تر مـیشود بهسمتش مـیروم.

سالم.

نگـاهم مـیکند و همانطور که چادر و مقنعهاش را مرتب مـیکند، مـیگویـد:

سالم دخترم. وای از دست این بچهها ببین چیکـار مـیکنن با آدم!

سپس لبخندی مـیزند و چادرش را که مرتب مـیکند، به

سمت صندوقعقب ماشین مـیرود و جعبهای از داخلش بیرون

مـیآورد.

محمدعلیجان، بقـیه کـارتنها رو هم با آقارحمت بیارین تـو دفتر.

اسمش که مـیآیـد، تازه متـوجه حضورش مـیشوم.

از ماشین که بیرون مـیآیـد و ..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان بازگشت گیسو pdf با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان بازگشت گیسو pdf اعظم ابراهیمـی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان اعظم ابراهیمـی مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه/مذهبی

خلاصه رمان:

داستان این رمان در مورد دختری به نام گیسو مـی باشـد……..
خانواده ی او مذهبی و دارای عقـیـده ای خاص هستند اما گیسو با خانواده اش ناسازگـاری مـی کند………
او بی اعتنا به نصیحت های خانواده اش مسیر زندگیش را تغییر مـی دهد…………
اما طولی نمـی کشـد که در این مسیر عاشق مـی شود و دوباره////

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان بی من بمان pdf از taranom25 با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان بی من بمان pdf از taranom25 با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان taranom25 مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان بی من بمان

 رمان در مورد دختري به نام ترنمه که زن مردي به نام پرهام کيا هستش که پرهام و

تمام افراد خانواده ترنم از ترنم متنفرن و يجورايي از همشون ترد احساسي شـده و

براي اين که بفهمين چي باعث اين نفرتـه و…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان رویای خیس چشمات

 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان بهترین اشتباه او pdf از چرچیل با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان بهترین اشتباه او pdf از چرچیل با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

          نویسنده این رمان چرچیل مـیباشـد

        موضوع رمان: عاشقانه/کلکلی/مافیایی

     خلاصه رمان بهترین اشتباه او

وقتیکه یک رابطه یک شبه باعث بارداری غیر منتظره سوفی اسمـیت شـد .نمـیـدونست بایـد پیش چه کسی بره .

تلاش کرد تا کسی ک باعث بارداریش شـده بود رو پیـدا کنه اما اون هیچ جا نبود.شش سال بعد سرنوشت

اونها رو کنار هم قرار مـیـده رئیس بزرگترین و خطرناک ترین مافیا در جهان،هیچ زمانی (شیطان )جو کـالیسون

برای رمانتیک بازی نداره و بدنبالش هم نیست اما وقتی یک تماس غیرمنتظره برای یک معامله بهش مـیشـه ،

اون با زنی ک هیچ وقت نتـونست فراموشش کنه رو برو مـیشـه .

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان یک سبد گل یاس

دانلود رمان نیلوفر مرداب

دانلود رمان کبوتر و باز

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان سیانور pdf از یسنا و الهه با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان سیانور pdf از یسنا و الهه با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان یسنا و الهه مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه/غمـگین/بر اساس واقعیت

خلاصه رمان سیانور

دخترایے  ڪہ بہ ناحق بهشون تجاوز شـد یڪے براے نفرتہ پدرش و دیگرے غیرت دروغین

دوست پسرش الهه بخاطره نفرتـه پدرش تن داد بہ این خفت و با بیرحمے و زور پا بہ دنیایے

گذاشت ڪہ براش زود بود و حتے شایـد درڪ درستے از اون نداشت باردار شـد اما کودکـانش

رو ازش گرفتند عاشق شـد اما فرداے ازدواجش معشوقش را ب خاک سپرد…..

و اما شادے دخترے ڪہ نشاط اور بود براے همہ ناخـواستـه تن داد بہ رابطه اے

از سرِ مستے رابطه اے با یک نامرد عاشق شـد

اما امان از روزگـار کہ بازے مـیکند با دخترے۱۷سالہ مردش فهمـی

د فرشتـه اش زن شـده و بہ او ننگہ خرابے زد..

رمان پیشنهادی:دانلود رمان درد و همدرد زهرا نوری 

قسمت اول رمان سیانور

دخترک با چشمان اشکی نگـاهش کرد…چقدر بی رحم بود این مرد…

نگـاهش چرخیـد سمت زنی که هق هقش سکوت اتاق سرد زیر زمـین را

شکستـه بود…چطور مـیتـوانست این صحنه هارا ببیند و حرکتی نکند

باز هم نگـاهش چرخیـد…چرخیـد…چرخیـد تا از بر شـد تمام سوراخ ها و رطوبت دیوارهارا.

چرا شکنجه های شب و روزش تمام نمـیشـد

خستـه بود از کتک هایی که از دست مردی مـیخـورد،که اولین تکیه گـاه هر دختری بود.

به دستای بستـه ای که بر روی دستـه صندلی بود نگـاه کرد…درد مـیکرد

مچ دستـهایش اما باز هم سکوت کرد و ریشـه نفرتش بزرگتر و بزرگتر شـد.

چقدره دیگر مانده بود تا زمان شکنجه اش تمام شود یک ساعت دوساعت

نمـیـدانست فقط دلش بی تاب دستای گرم و پر محبت پسری بود

که برادری کرده بود در تمام مدتی که کنارش بود و نبود.

هر روز کـارش همـین بود…اشک ریختن جلو …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان جن زاده ی دورگه pdf از مهسا صفری با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان جن زاده ی دورگـه pdf از مهسا صفری با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان مهسا صفری مـیباشـد

موضوع رمان : ترسناک

خلاصه رمان جن زاده ی دورگـه

داستان زندگی یک دختر دبیرستانی سال آخری به نام مهسا و دوستش مبینا را نقل مـی‌کند که

هر دو بی‌خبر از عمق وجودشان، در استان کرمانشاه زندگی مـی‌کنند. در این مـیان موجودات غیرانسانی

و خـواب‏‌های موهومـی که هر شب آن‌ها را دچار تردیـد مـی‌کنند، به ذهنشان هجوم مـی‌آورند.

اما چرا بایـد آ‎ن‌ها قربانی وحشت مـی‌شـدند؟!

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

قسمت اول رمان جن زاده ی دورگـه

هضم اتفاقاتی که تنها دقایقـی پیش روی داده بود، برایش سخت بود. با دست پیشانی‎اش را فشرد

و به امـیـد رهایی از افکـار منفی، چشم به تختـه‌ی سفیـد کلاس دوخت و زیر لب زمزمه کرد:

– شایـد همه‌ش یه تخیله اما…

بازگشت دوباره‌اش او را لحظه‌به‌لحظه ناامـیـد و لبریز از نگرانی مـی‌کرد. مـی‌ترسیـد که بازهم چهره‌ی

ناشناختـه و دلهره‌آورش را ببیند؛ چشمانی که از حدقه بیرون زده بود و دهانی که همچون دهانه‌ی

تاریک غار، گشوده شـده بود. سیاهی چشمانش بر روی پوستی سفیـد و براق، نمایان و آشکـار بود.

سؤالی که در تمام این مدت ذهنش را در برگرفتـه بود، این بود که چرا او بایـد این لحظه را مـی‌دیـد؟

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان